تبلیغات
پایگاه خبری تحلیلی شهرستان باوی - مفاهیم و اصطلاحات سیاسی2

پایگاه خبری تحلیلی شهرستان باوی
 
منبعی مورد اعتماد برای خبر و اطلاعات

 6- التقاط:

دست چین كردن خودسرانه و مكانیكی عقاید و اندیشه های ناهمگون، بدون پایداری روی اصول معین و مشخص. دستچین كردن و پیوند مكانیكی و غیراصولی چندمجموعه ایدئولوژیكی و نظریات ناهمگون، یك تفكر التقاطی را تشكیل می دهد. [1] نهضت آزادی ایران بخشی از اسلام رابا ناسیونالیسم ، سازمان منافقین خلق ایران نیز بخشی از اسلام رابا ماركسیسم ،اصلاح طلبان وکارگزاران اسلام رابالیبرالیسم وسکولاریسم با هم تلفیق و به عنوان ایدئولوژی سیاسی خود برگزیدند وهمه توانمندی وسرمایه های انسانی،اجتماعی ومادی خویش را دراین راه بکار بستند ودرهرمرحله اولویت آنان غیراسلام بود.

7- سكولاریسم:

سكولاریسم را مترادف جدایی سیاست از دین، نادینی گری، جداانگاری دین و دولت دانسته اند. اعتقاد به انتقال مرجعیت از نهادهای دینی به اشخاص یا سازمانهای غیردینی ونهادهای مدنی. بر اساس این نظریه، در امور اجتماعی سیاست اصالت دارد نه دین. [2]

جریان سکولار بطور مستمر از عرفی شدن دین، جدایی نهاد دین و دولت، جدایی دین از سیاست و حاكمیت دین حداقلی در اداره امور سخن می‌گوید. محمدرضا خاتمی دبیركل سابق حزب مشاركت در نامه ها وسخنان خود به صراحت از «لزوم جدایی نهاد دین و دولت» سخن می‌گفتند.این واژه بیشتر پس از دوران طلایی دفاع مقدس با افکار وعملکرد برخی ازعناصر کارگزاران وقاطبه اصلاح طلبان درجمهوری اسلامی رایج گردیدوچالشهای درونی نظام ناشی از همین انحراف والتقاط می باشدکه بیش ازهرچیز درسایه نفوذ وحمایت برخی بزرگان سیاسی نظام رشدکرد.
8- ولایت مطلقه فقیه:

ولایت در بحث ولایت فقیه به معنای سرپرستی است، ولایت دراین معنا دارای اقسامی است نظیر ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع، ولایت تشریعی، دو قسم اول منحصر به خداوند متعال است. ولایت تشریعی یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون، بلکه ولایتی است در محدوده تشریع و تابع قانون الهی که خود بر دو قسم است: یکی ولایت بر محجوران و دیگری ولایت بر جامعه خردمندان. آیاتی که در روز غدیر خم نازل شده و یا آیاتی چون النبی اولی بالمومنین من انفسهم، یا آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا... بازگو کننده ولایت و سرپرستی و اداره امور جامعه اسلامی است، در عصر غیبت این ولایت به فقیه جامع‌الشرائط تفویض می‌شود و اطلاق آن بیانگر فقدان محدودیت اختیارات می‌باشد.

در فقه اسلامی نیز همین دو گونه از ولایت آمده است، ولایت بر جامعه اعم از کشورداری و قضا و داوری، در مبحث جهاد و امر به معروف و نهی از منکر فقه مطرح است. صاحب جواهر می‌گوید: «کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند گویا طعم فقه را نچشیده و فلسفه وجودی دین و احکام آن را درنیافته است.» بنابراین ولایت مطلقه فقیه بدین معناست که سرپرستی جامعه بشری در عصر غیبت امام معصوم (ع) بر عهده فقهای جامع‌الشرایط می‌باشد و اختیارات ایشان برای اداره جامعه بشری همچون پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) محدودیت ندارد. طبیعی است این نوع ولایت به نیابت از امام معصوم است و فقیه حاکم تا زمانی ولایت دارد که اوصاف و شرایط مندرج در منابع دینی همچون عدالت، تقوی، تدبیر و استعداد رهبری (مدیر و مدبر)، شجاعت، فقاهت و اجتهاد مطلق و ... را دارا باشد در غیر این صورت خودبخود از ولایت منعزل می‌گردد. ولایت فقیه بر اساس سه دسته از دلایل اثبات می‌گردد. 1- دلیل عقلی محض 2- دلیل مرکب از عقل و نقل 3- دلیل نقلی محض

ولایت فقیه با همت امام خمینی (ره) از قلمرو فقهی خارج و در جایگاه اصلی خود یعنی علم کلام قرار گرفت و سپس این مسئله را با براهین عقلی و کلامی شکوفا ساختند به نحوی که بر همه مسائل فقه سایه افکند و نتایج فراوانی به بار آورد. از نظر امام خمینی (ره)، فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت امام زمان(عج)، همه سمت‌های اعتباری امام معصوم را داراست.

ولی فقیه چهار شان دینی دارد که دو شان آن علمی و دو شان دیگر آن، عملی می‌باشد:

1-      حفاظت: حفاظت و صیانت و دفاع از معارف اعتقادی و احکام عملی کتاب و سنت

2-      افتاء: اجتهاد مستمر با استمداد از منابع معتبر و کشف احکام اسلامی و پاسخگویی به نیازهای زمان

3-      قضاوت: منصب قضا و رفع مخاصمات از شئون ولی فقیه است.

4-      ولایت و سرپرستی: یعنی اجرای احکام دین و تشکیل حکومت و اداره امور جامعه.[i]

 معنای اطلاق در ولایت مطلقه فقیه را از چهار جنبه می‌توان بررسی کرد که جمع این چهار جهت روی هم، تصویر جامع و روشنی از معنای این واژه تحویل می‌دهد.

1-    اطلاق مکانی: محدوده ولایت ولی فقیه به هیچ مرز جغرافیایی مقید نمی‌گردد و هر جا بشریت زیست می‌کند دایره ولایت او گسترده است چون هیچ مکتب مدعی تکامل نمی‌تواند خود را در محدوده جغرافیایی خاص محدود کند.

2-    اطلاق زمانی: در هیچ مقطع زمانی احتیاج چنین ولایتی موضوعاً از بین نمی‌رود و بشریت هیچگاه بی‌نیاز از ولایت ولی فقیه نمی‌گردد چون مراحل تکامل بشر عقلا تمام شدنی نبوده و توقف بردار نیست و تا آنجا که انسان میل به عروج و کمال خواهی دارد، احتیاج به رهبری فرزانه برای هدایت به سمت این کمال اجتناب ناپذیر است.

3-    اطلاق موضوعی: موضوعات مورد ولایت فقیه تا آنجا گسترده است که ولایت دین بر جامعه سایه بیافکند. ولایت او بر کلیه روابط و ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه جاری است و هیچ شانی از شئون اجتماعی جامعه نمی‌باشد که ولایت او در آن محدوده جاری نگردد.

4-    اطلاق حکمی (اطلاق در نفوذ): ولی فقیه حق رای و حکم دادن دارد و حکم او نافذ است و آحاد جامعه باید تسلیم رای او گردند و رای او فصل‌الخطاب است.[ii]

[1] - همان، 178

[2] - همان، ص526

[i] . ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، آیت الله جوادی آملی، ص 122

[ii] . نظام معقول، علیرضا پیروزمند، ص 202

طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}