تبلیغات
پایگاه خبری تحلیلی شهرستان باوی - درس سوّم:زمینه‏های اجتماعی پیدایش احزاب و تشکیلات سیاسی در ایران‏ (ادامه دارد)

پایگاه خبری تحلیلی شهرستان باوی
 
منبعی مورد اعتماد برای خبر و اطلاعات

نظام ستمشاهی

 یکی از زمینه‏هایی که شرایط مناسب برای نشو و نمای احزاب سیاسی در ایران راایجاد کرده بود، وجود نظام ستمشاهی بود. با کمال تأسف، شاهان ایران در سدهء گذشته، ازسفارتخانه‏های کشورهای بزرگ در تهران حساب می‏بردند و حرف آنها را پذیرا می‏شدند.این امر، یک فرصت استثنایی برای این سفارتخانه‏ها ایجاد کرده بود. این سفارتخانه‏ها بامداخله در امور قضایی کشور، سبب نجات عدّه‏ای از شخصیّتهای مملکتی از مجازاتهای‏حکومتی شدند. این مجازاتها، گاه شامل اعدام افراد نیز می‏شد. بدیهی است که وقتی عدّه‏ای از شخصیّتهای کشور، نجات جان خود را از اعدام، مدیون‏سفارتخانه‏های بیگانه می‏دانستند، با چه شور و شوقی به منافع بیگانگان خدمت می‏کردند.بسیاری از این گونه افراد، فرهنگ ایرانی را تحقیر می‏کردند و فرهنگ غربی یا شرقی را برترجلوه می‏دادند.اینان، هر چه را که در غرب یا شرق وجود داشت مفید جلوه می‏دادند و هر چه‏را که در کشورمان بود، پست می‏دانستند. این افراد با توجه به نفوذی که در میان مردم داشتند،سعی می‏کردند افکار پست خود را در جامعه تبلیغ کنند و متأسّفانه ضعف سواد سیاسی مردم‏نیز سبب موفقیّت این گونه تبلیغات می‏شد. چنین بود که اجتماعات کوچکی از غربزدگان یاشرقزدگان تشکیل می‏شد و به تدریج - بسته به کمکهای بیگانگان و نوع شعارها - تبدیل به‏حزب می‏گشت. ستم شاهان به عنوان یکی از علل زمینه‏ساز پیدایش احزاب و تشکیلات سیاسی به دلایل‏زیر صورت می‏پذیرفت:

۱ - ماهیّت سلطنت: در رژیمهای سلطنتی به علّت آنکه علم و دانش و تقوا و فضیلتهامعیار انتخاب شخص اوّل مملکت نیست و فقط انتساب نژادی به شاه قبلی، یا استفاده از زورو قلدری در مورد شاه اوّل هر سلسله، ملاک سلطنت است، طبیعی است افرادی که در رأس‏حکومت قرار می‏گیرند، از حکومت و سیاست، چیزی جز زور و قلدری ندانند. ۲ - سر سپردگی به بیگانگان: متأسفانه بسیاری از پادشاهان ایران در صد سال گذشته، به‏روسیه یا انگلستان و در این اواخر به آمریکا وابسته بوده‏اند. این امر سبب شده بود تا ازمحبوبیّتی در بین مردم و علمای اسلام برخودار نباشند. سر سپردگی به خارجیها و عدم‏محبوبیّت ناشی از آن، عقدهء حقارتی را در پادشاهان اخیر ایران به وجود آورده بود که برای‏جبران آن، به قتل و غارت و ظلم بی‏حساب نسبت به مردم دست می‏زدند. ۳ - تجمّلات فراوان: شاهان به دلیل زندگی تجمّلاتی و تشریقاتی خود، سفرهای متعدّد وپرخرج به کشورهای خارجی، برگزاری جشنهای فوق العاده پرخرج، علاقه به جمع‏آوری مال وثروت شخصی و ... مخارج فراوانی داشتند. آنها برای تأمین این مخارج، بر مردم مالیاتهای‏سنگینی می‏بستند و در راه اخذ این مالیاتها، ستمهای فراوانی را مرتکب می‏شدند. ۴ - ضعف امر به معروف و نهی از منکر: عنصر حسّاس، واجب و پر اهمیّت «امر به‏معروف و نهی از منکر» جایگاه شایسته خود را در جامعهء معاصر ایران از دست داده بود.تفکّرهای انحرافی «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» و امثال آن، مردم را از امر به‏معروف و نهی از منکر باز می‏داشت. در موارد اندکی هم که امر به معروف و نهی از منکرصورت می‏گرفت، چه بسا شرایط اجرای این فریضهء بزرگ، رعایت نمی‏شد و در نتیجه به‏جای تأثیر مثبت، تأثیر منفی می‏گذاشت. مسأله فوق، سبب شده بود تا ترک معروف (مثل نماز، روزه و ...) و انجام منکرات (مثل‏شرابخواری، فساد اخلاقی و ...) در جامعه شیوع قابل توجهی پیدا کند، سنگر مساجد خلوت‏شود، محافل وابسته به دشمنان خدا و دین، به تدریج تقویت گردد، معاملات به حرام آغشته‏شود، و ... حکومت نیز به فساد خاص خود که ظلم و ستم است آلوده شده و به تعبیر بهتر،استوارتر از قبل، گردد. ۵ - بی سوادی مردم: بی سوادی اکثریت قابل توجّه مردم جامعه صد سال گذشته ایران

ادامه دارد...

طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}